بديع الزمان فروزانفر

140

شرح مثنوى شريف ( فارسى )

نه ترك مباشرت اعمال مادى و امور دنيوى و تفاوت روش صوفيان بزرگ كه آن را « فقر محمدى » مىنامند با راه و رسم راهبان كه آن را « فقر عيسوى » مىگويند از همين اصل پديد مىآيد و ما مىدانيم كه هيچ سالكى چشم خود را كور و گوش خويش را به اختيار كر نمىكند و دست به خود كشى نمىزند تا بتوان تخريب بدن و يا كشتن نفس را بمعنى ظاهرى آن تعبير و تفسير نمود و مولانا خود زن و فرزند داشته و درس مىگفته و در امور دنيوى دخالت مىكرده و مجالس رقص و سماع بر پا مىنموده و از چله نشينى تبرى داشته است و اين اصل مهم را در دفتر پنجم ( داستان طاوس و حكيم ) بصراحت بيان فرموده است ، شمس تبريزى نيز ترهب و چله نشينى را كه بگفته‌ى او روش متابعان موسى است بشدت انكار نموده است و ما بجاى خود درين باره بتفصيل بحث خواهيم كرد . اما اين نكته مسلم است كه هر كس كه مستغرق شهوت گردد و جز كام جويى و هوس رانى مقصدى نداشته باشد ، در كار دنيا و دين بجايى نمىرسد بنا بر اين صوفيان داشتن مقصد عالى و هدفهاى بلند انسانى را براى سالك شرط كرده‌اند و چون حصول اين مقصود بدون ترك هوى و هوس ميسر نمىشود كشتن نفس را بمعنى حقيقى خود برهروان و سالكان توصيه نموده و « تخليه » را مقدمه‌ى « تحليه » شمرده‌اند چنان كه مولانا فرموده است : « وجود شيخ كامل بر مثال حمام است چنان كه در وقت دخول حمام تا از جامها و غيره تجريد نشوى طهارت ظاهر حاصل نمىشود و از اوساخ بدن تنقيه نمىيابى و از جنابت پاك نمىشوى همچنان تا پيش شيخ راستين نيز از هستى و خود پرستى مجرد نشوى بعيش مجدد نزنى ( ظ : نزيى ) و به طهارت قيامت نرسى و از جنابت باطن كه خيانت نفس است طاهر نگردى . » مناقب افلاكى ، طبع استانبول ، ص 322 . راه جان مر جسم را ويران كند * بعد از آن ويرانى آبادان كند